به یارو میگن بچه کجایی میگه usa
میگن امریکا؟
میگه نه
یونجه زارهای سرسبز الیگودرز:)
اتوبوس، مترو، دختر!
حالا چرا؟ چون هر کدومشون برن ده دقیقه بعد یکی دیگه میاد!!!
مثل من از این سوتی های ناب میدین
خب هول شدم... گفتم:
آقای دکتر اسهال به روتون گلاب دارم!
یک متربازمیشد استادمیگه خوابت میاد? پ ن پ میخوام بخورمت
دیوونه هم خودتونین پستمه اگه نظر نداشته باشه به جون بچم دیگه نمیام
بعد باید اس ام اس بفرستی ایمیلتو چک کن!
بعد باید زنگ بزنی بگی اس ام اساتو چک کن!
ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺘﻢ ﭼﺮﺍ ﻧﮕﻔﺘﯽ ﺳﻪ ﺗﺎ ﭘﯿﺘﺰﺍ؟
ﮔﻔﺖ :اگه واست ﭘﯿﺘﺰﺍ میگرفتم ﮔﺮﻭﻥ ﻣﯽ ﺷﺪ
ﺑﺮﺍ ﺗﻮ ﻫﻤﺒﺮﮔﺮ
ﮔﺮﻓﺘﻢ!:O: O
به دوتا پرورشگاه سر زدم هردوتاشون گفتن قیافت خیلی آشناس :|
چمن کاشته و طبقه دومم حسابی گل کاری کرده
یک برنامه نویس و یک مهندس در یک مسافت طولانی هوایی در کنار یک دیگر در هواپیما
نشسته بودند. برنامه نویسه میگه مایلی با هم بازی کنیم؟ مهندس که میخواست
استراحت کنه محترمانه عذر خواهی میکنه و روشو بر میگردونه تا بخوابه ...
برنامه نوسه دوباره میگه بازی سرگرم کننده ای است من از شما یک سوال می کنم
اگر نتوانستید 5 دلار به من بدهید بعد شما از من سوال کنید اگر نتوانستم 5دلار به شما
میدهم ... مهندس دوباره معذرت خواست وچشماشو بست که بخوابه ..
برنامه نویسه پیشنهاد دیگری داد گفت اگر شما جواب سوال منو بلد نبودید 5 دلار بدهید
اگر من جواب سوال شما رو بلد نبودم 200 دلار به شما میدهم !!!
این پیشنهاد خواب رو از سر مهندس پراند و رضایت داد که بازی کند
برنامه نویس نخست سوال کرد .فاصله زمین تا ماه چقدر است؟؟ مهندس بدون اینکه
حرفی بزند بلا فاصله 5 دلار رو به برنامه نویس داد حالا مهندس سوال کرد .
اون چیه وقتی از تپه بالا میره 3 پا داره وقتی پایین میاد 4 پا؟؟ برنامه نویس نگاه
متعجبانه ای انداخت ولی هرچی فکر کرد به نتیجه نرسید بعد تمام اطلاعات کامپیوترشو
جستجو جو کرد ولی چیز به درد بخوری پیدا نکرد بعد با مودم بیسیم به اینترنت وصل
شد و همه سایت ها رو زیر رو کرد به چند تا از دوستا شم ایمیل داد با چندتا شون هم
چت کرد ولی باز هیچی به دست نیاورد ..
بعد از 3 ساعت مهندس رو بیدار کرد و 200دلار رو بهش داد مهندس مودبانه پول رو
گرفت و رویش رو برگرداند تا بخوابد
برنامه نویس او را تکان داد گفت خوب جواب سوالت چه بود؟ مهندس بدون اینکه کلمه
ای بر زبان بیاورد 5 دلار به برنامه نویس داد و رویش را برگرداند و خوابید .......

یه روز غضنفر با حیف نون تاکسی سوار شدن راننده تاکسی فهمید اونان هنوز راه نیفتاده گفت رسیدیم غضنفر کرایه داد پیاده شد حیف نون زد پس کله راننده گفت هیچ وقت دیگه انقدر تند نرو
خوش اومدین دوستان با حالم . هرچی دوس دارین کپی کنین ولی اگه بدون نظر برین مدیونین!